سلام
هه خنده دار شده.. حتی نمیدونم چطوری شروع میکردم قدیما..
از هیاهوی نوجوانی گذشتم.. با تجربه های متفاوت و درک متفاوت تری از زندگی دست و پنجه نرم کردم.
شاد بودم.. غمگین بودم.. ناچار و درمانده در عمیق ترین لایه های ناتوانی بودم..
لحطه هایی غرق در شادی داشتم و دقایقی بیزار از همه چیز و همه کس..
میخوام بگم زندگی کردم لحظه هارو، اما نه به معنای واقعی زندگی خوشگل و قشنگ تو نوشته ها حالا میخواد داستان باشه، کتاب یا فیلم باشه ...
البته از اون داستانای سراسر مثبت گرایانه با هپی اندینگ...![]()
ولی خب روتین زندگیم رو داشتم.
یه زمانی محیط بلاگفا و وبلاگم همه دنیای من بود
از هر جا گم میکردم خودم رو، اینجا پیدا میکردم
اگر ناراحت بودم بهش پناه میاوردم، اگر خوشحال بودم بازم دوس داشتم اینجا باشم...
حرف داشتم برای زدن حالم مناسب حال و هوای اینجا بود...
بیشتر از 13 سال میگذره و من دوباره برگشتم به فضایی که باهاش بیشتر از مدیاهای اجتماعی الان ارتباط برقرار کرده بودم..
اینجا خیلی خودتی... قبول دارین؟
البته در اینده شاید چیز بیشتری به جز یه سلام کوتاه برای شروع مکالمه داشته باشم...
باید تمرین کنم...
کشیده شدن به این حال و هوا رو به فال نیک میگیرم بعد از این همه سال ..![]()
ما را در سایت هر چیزی که در جستن آنی, آنی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 71