ما را در سایت هر چیزی که در جستن آنی, آنی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 47
سلامهه خنده دار شده.. حتی نمیدونم چطوری شروع میکردم قدیما..از هیاهوی نوجوانی گذشتم.. با تجربه های متفاوت و درک متفاوت تری از زندگی دست و پنجه نرم کردم.شاد بودم.. غمگین بودم.. ناچار و درمانده در عمیق ترین لایه های ناتوانی بودم..لحطه هایی غرق در شادی داشتم و دقایقی بیزار از همه چیز و همه کس..میخوام بگم زندگی کردم لحظه هارو، اما نه به معنای واقعی زندگی خوشگل و قشنگ تو نوشته ها حالا میخواد داستان باشه، کتاب یا فیلم باشه ...البته از اون داستانای سراسر مثبت گرایانه با هپی اندینگ...ولی خب روتین زندگیم رو داشتم.یه زمانی محیط بلاگفا و وبلاگم همه دنیای من بوداز هر جا گم میکردم خودم رو، اینجا پیدا میکردماگر ناراحت بودم بهش پناه میاوردم، اگر خوشحال بودم بازم دوس داشتم اینجا باشم...حرف داشتم برای زدن حالم مناسب حال و هوای اینجا بود...بیشتر از 13 سال میگذره و من دوباره برگشتم به فضایی که باهاش بیشتر از مدیاهای اجتماعی الان ارتباط برقرار کرده بودم..اینجا خیلی خودتی... قبول دارین؟البته در اینده شاید چیز بیشتری به جز یه سلام کوتاه برای شروع مکالمه داشته باشم...باید تمرین کنم... کشیده شدن به این حال و هوا رو به فال نیک میگیرم بعد از این همه سال .. هر چیزی که در جستن آنی, آنی...ما را در سایت هر چیزی که در جستن آنی, آنی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 71
ظهر پاییزتون بخیرهوا سرد شده و من واقعا از سرما بیزارم..به پاییز بنده خدا هم ربطی نداره ها.. زمستونم سرماش دوس ندارم.. و هر روز دیگه ای از هر فصلی از سال که سرما مثل الان و امروز سوزنده باشه...و مهم تر از همه،خورشید پشت ابرها باشه...دیدی بارون میاد،گاهی افتابم هست چقدر قشنگه؟دیدن این صحنه برام به دلچسبی خوردن یه فنجون شکلات داغهمثل گرمای دلنشین وقتاییه که دستاتو میگیری روی خاکستر هیزمی که اتیشش داره میره رو به خاموشی...چند روز پیش برام موضوعی پیش اومد که واقعا تو روحیه و قدرت تصمیم گیریم برای چطوری رفتار کردن به شدت تاثیرگذار بود.از حرف یکی دلخور شدم... نه کم ها، به شدت متاسفانهبعد من ادمی ام که به راحتی وضعیت روحیم و احساسی که دارم تو صورتم نقش میبنده..انگار رو پیشونیم مینویسن که الان ناراحتم.. یا تو چشام میبینی که خوشحال ترینم... یا تو گره صورتم میبینی که چقدر درمونده ام.. از حالت صدام میفهمی که میخوام گریه کنم... انقدر ساده اس خوندن من..اما، یه خصوصیت دیگه ای که دارم اینه که در عین حال اگر نخوام نمیذارم اینارو ببینن یا بفهمن ادما.. مخصوصا اگر غریبه تر، و دورتر باشن از من...اینه که به شدت من رو شکننده میکنه..به نظر من وقتی بخوای چیزی که نیستی رو مدت طولانی نقش بازی کنی،به نقطه ی شکست روانی و احساسی نزدیک تر میکنی خودت رو ..تو صحبت کردن با دیگران سعی میکنم دست رو نقطه ضعف هیچ بنی بشری نذارم...اگر طرفم برام مهم باشه این سعی،شدت میگیرهتا همین چند روز پیش هم فکر میکردم همه ی ادما باید اینجوری باشن.. و اذیتم میکرد چرا اینجوری نبودن ها...تا اینکه مغزم قبل از مریض شدن بهم دستور رها کردن داد! (البته چون دست رو بزرگترین نقطه ضعف زندگی من گذاشته بودن به این حال و روز افتاده بودم)انگا هر چیزی که در جستن آنی, آنی...ما را در سایت هر چیزی که در جستن آنی, آنی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 60
ما را در سایت هر چیزی که در جستن آنی, آنی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 105
ما را در سایت هر چیزی که در جستن آنی, آنی دنبال میکنید
برچسب: جمعه های انتظار,جمعه های انتظار امیر کهکشان,جمعه هاي انتظار,جمعه های انتظار از امیر کهکشان,جمعه های انتظار شعر,جمعه های انتظار رجانیوز,جمعه های انتظار کهکشانی,آهنگ جمعه های انتظار,پیامک جمعه های انتظار,آهنگ جمعه های انتظار امیر کهکشانی, نویسنده: بازدید: 99